السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
128
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
گمان كردند كه عذاب بر آنان را فرود آمد ساعتى چنين بود و سپس هوا روشن شد . هلال بن نافع روايت نمود : كه با سربازان عمر بن سعد ملعون ايستاده بودم كه يكى فرياد برآورد : امير ، مژده ، اين شمر است كه حسين را كشته ، گويد از ميان لشكر بيرون شدم و در ميان دو صف بالين حسين ايستادم و او در حال جان كندن بود و به خدا قسم هرگز كشتهء آغشته بخونى را زيباتر و نورانىتر از او نديدم زيرا من آن چنان مات نور آن صورت و محو جمال آن قيافه شده بودم كه متوجّه نشدم چگونه او را ميكشند حسين در آن حال آب خواست و شنيدم مردى ميگفت : به خدا قسم آب نخواهى چشيد تا بجايگاه گرم و سوزان جهنّم وارد شدى و از آب گرم آن بنوشى پس شنيدم كه حضرت ميفرمود : اى واى بر تو حاميه نه جاى من است و حميم آن نه مرا شراب بلكه من بر جدّم رسول خدا وارد خواهم